خرید بک لینک

صدای قلب

نخودي آباد

صدای قلب

آرش، پسری آرام و کتاب‌دوست، روزی در کتابخانه‌ٔ محله‌اش با دختری به‌نام نیکی آشنا شد. نیکی دختری باهوش، پرانرژی و پر از خنده بود، اما روی ویلچر می‌نشست. برخلاف ظاهر ساکتش، حرف‌های نیکی دل آرش را لرزاند. کم‌کم، آرش فهمید که به نیکی علاقه‌مند شده؛ نه به‌خاطر ظاهر، بلکه برای ذهن زیبا و قلب مهربانش. وقتی مبحث را با خانواده‌اش در میان گذاشت، واکنش‌ها سرد و پر از قضاوت بود. مادرش گفت: «پسرم، آینده‌ات رو به‌خطر ننداز.» پدرش سکوت کرد، اما چشمانش فریاد می‌زدند. آرش اما آرام و با اطمینان گفت: «شما همیشه گفتین که دنبال کسی باشم که من رو دقیق‌تر کنه... من با نیکی مفصل‌ترم.» زمان گذشت، اما عشق آرش خاموش نشد. برعکس، تصمیمش قوی‌تر شد. وقتی خانواده دیدند که نیکی نه فقط زندگی آرش، بلکه نگاه خودشان را هم تغییر داده، آرام آرام دلشان نرم شد بعد از پذیرفته‌شدن نیکی توسط خانواده‌ی آرش، زندگی رنگ تازه‌ای به خودش گرفت. اما مثل هر راهی، بالا و پایین داشت. نیکی با وجود ویلچرش هیچ‌وقت دنبال ترحم نبود. او آرزو داشت معمار شود و حتی طرح‌هایی از خانه‌هایی که مخصوص افراد کم‌توان طراحی کرده بود، به آرش نشان می‌داد. آرش با شگفتی به نقشه‌ها نگاه می‌کرد و می‌گفت: «تو فقط سقف نمی‌سازی، تو آینده رو می‌سازی.» در دانشگاه، نگاه بعضی‌ها به رابطه‌شان پر از کنجکاوی و گاهی قضاوت بود، اما آرش و نیکی آموخته بودند که عشق‌شان صدای بلندتری دارد. یک‌بار که آرش با نیکی در پارک راه می‌رفت (او ویلچر را هل می‌داد و نیکی برایش از طرح نوینش حرف می‌زد)، دختر بچه‌ای جلو آمد و پرسید: «شما چرا انقدر خوشحالید؟» نیکی خندید و گفت: «چون کسی رو داریم که ما رو همون‌طوری که هستیم دوست داره.» با گذر زمان، آرش تصمیم گرفت همراه نیکی یک مؤسسه طراحی فضاهای فراگیر راه بیندازد؛ جایی برای ساختن شهرهایی که همه در آن احساس تعلق کنند. خانواده‌ی آرش حالا نه فقط از تصمیم او پشتیبانی می‌کردند، بلکه خودشان داوطلب شده بودند تا در پروژه‌ها کمک کنند. در یکی از روزهای بارانی، آرش در کنار نیکی ایستاد و زیر چتر گفت: «یادت میاد اولین بار گفتی با من مفصل‌تری؟ من حالا می‌فهمم... چون با تو، دنیام بزرگ‌تر شده.» و اینطور شد که عشقی که زمانی در دل سکوت و مخالفت متولد شد، تبدیل به نیرویی شد برای ساختن جهانی بهتر

برچسب: نویسنده: متین حیدریان تاريخ: سه شنبه 10 شهريور 1405 ساعت: 2:20

صفحه بندی